بررسی ساختار اجتماعی، نطام قشربندی و اسکان عشایر بهمئی و بختیاری (مورد مطالعه: شهرستان‏های رامهرمز و ایذه)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه اصفهان

3 دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز

چکیده

دو ایل بهمئی و بختیاری از نظر جمعیت، دامنه­ی کوچ و جابجایی، شهرهای محل اسکان و مشارکت در اقتصاد ملی از گروه­های قومی عمده­ی مستقر در مناطق جنوب غربی ایران­اند. اگر چه اجرای سیاست­های اسکان اجباری و تخته قاپو ایلات در دوران پهلوی اول و تغییرات اجتماعی و تحولات تاریخی متأثر از گسترش مدرنیزاسیون، سبک و شیوه­ی زندگی این عشایر را دگرگون کرده است؛ با این وجود می­توان فرایندهای اساسی اسکان، تغییر نظام قشربندی و ساختار و مناسبات قومی و جغرافیای سکونت­گاهی­شان را مورد مطالعه و کنکاش قرار داد. این پژوهش که با رویکرد جامعه­شناسی تاریخی و روش تحلیل تاریخی انجام شده است سعی در مطالعه و بررسی نظام قشربندی مردم ساکن در شهرستان­های ایذه و رامهرمز را دارد. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد کنش عشایر در شهرهای رامهرمز و ایذه به شدت متأثر از گرایشات فرهنگی گروه قومی است و پیوندهای خویشاوندی درون واحدهای باب، طایفه و تیره دارای هنجارهای نهادینه شده­ی عرفی است که به مرور سست­تر شده­اند ولی همچنان پایدار مانده­اند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigate the Structure of Economic Relations and Of Social Stratification and Bahmaei Bakhtiari Tribes (Case study: City of Ramhormoz and Izeh)

نویسندگان [English]

  • vahid ghasemi 1
  • sajad bahmani 2
  • masoumeh bagheri 3
چکیده [English]

Before the collapse of their social and political organization, resident Lur tribes in south-west of Iran had a remarkable role in national production and keeping and preservation of frontiers. Regarding population and area of residence, bakhtiary and Bahmaei tribes are among major ethnic groups in this part of Iran. Though performing forced habitation and settlement of tribes in Pahlavi era imported terrible strikes on these tribes, but the process of changing the system of stratification and the structure and ethnic pertinence and the geography of their residence has gone on so far as a continued process. This study which is carried out by the historic sociological approach and historic analytical method, tries to examine and analyze the stratification system of the resident people of Izeh and Ramhormoz counties and the recent transformations of the mentioned tribes who are living in these regions. The findings of this study is based on interviews, participatory observations and documentary views, indicates that the inclination to settle the tribes in the cities of Ramhormoz and Izeh is significantly under the influence of cultural tendencies of the ethnic group. Familial relations in the tribe, clan, and gens units have internalized traditional norms that have become loosened with the passage of time but still remained stable.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Structur
  • Settlement Bakhtiary and Bahmaei Tribes
  • Social Stratification

اشرف، احمد (1359). موانع تاریخی رشد سرمایه­داری در ایران، تهران، زمینه.##

امیری، مهراب (1385). حکومت­گران بختیاری، تهران، پازی تیگر. ##

اوژن بختیاری، ابوالفتح (1346). تاریخ بختیاری، تهران، انتشارات وحید. ##

بیشوب، ایزابلا (1375). از بیستون تا زردکوه بختیاری، ترجمه­ی مهراب امیری، تهران، آنزان. ##

بیگدلی، مهدی (1389). جانکی سرزمین کهن در جنوب غرب ایران، مجله­ی پیام بهارستان، دوره­ی 2، شماره­ی 3، تابستان. ##

پوربختیار، غفار (1378). جامعه­ی بختیاری و تحولات ایران، انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان. ##

پورپرویز، محمدرضا و احسانی، کاوه (1378). جنگ و انقلاب در رامهرمز، مجله­ی گفتگو. ##

حسین­زاده، علی­حسین؛ بهمنی، سجاد و احمدی اوندی، ذوالفقار (1394). "ارزیابی پیامدهای احداث سد کارون 3"، فصلنامه­ی توسعه­ی اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، دوره­ی 8، شماره­ی 3. ##

حسینی فسائی، میرزا حسن (1367). فارسنامه­ی ناصری، تصحیح و تحشیه از منصور رستگارفسائی، تهران: امیرکبیر. ##

دایره­المعارف بزرگ اسلامی (1381). زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دایره­المعارف بزرگ اسلامی. ##

دُوبد، بارون (1384). سفرنامه­ی لرستان و خوزستان، ترجمه­ی محمدحسین آریا، تهران، انتشارات علمی فرهنگی. ##

راولینسون، هنری (1362). سفرنامه یا گذار از ذهاب به خوزستان، ترجمه­ی سکندر امان‏الهی بهاروند، تهران، مؤسسه­ی انتشارات آگاه. ##

راوندی، محمد (1333). راحه­الصدور، به سعی محمود اقبال، تهران، امیرکبیر. ##

 شهبازی، عبدالله(1369)، مقدمه ای بر شناخت عشایر ایران، تهران، نشر نی. ##

صفی­نژاد، جواد (1368). عشایر مرکزی ایران، انتشارات امیرکبیر، تهران. ##

صفی­نژاد، جواد (1380). لرهای ایران، تهران، نشر آتیه. ##

عبدالهی، محمد (1386). اسکان عشایر و توسعه­ی حیات اجتماعی آنان. ##

کریمی، اصغر (1368). سفر به دیار بختیاری، تهران، فرهنگ­سرا. ##

گارثویت، جن­راف (1373). تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری، ترجمه­ی مهراب امیری، نشر سهند، تهران. ##

مارشال، کاترین و راسمن، گرچن ب. (1995). روش تحقیق کیفی، ترجمه­ی علی پارسائیان و سید محمد اعرابی (1377). تهران: انتشارات دفتر پژوهش­های فرهنگی. ##

مشیری، سید رحیم (1372). جغرافیای کوچ­نشینی ایران، بی­جا. ##

نوروزی عبدالهی، عزت­اله (1392). دیار بختیاری قطعه­ای از بهشت، اصفهان، سروستان سپاهان. ##

هاشمی، سید لطف­الله (1388). ویژگی­های عشایر کوچنده­ی ایران، مرکز آمار ایران. ##

همدانی، خواجه رشیدالدین فضل­الله (1362). جامع­التواریخ، به کوشش بهمن کریمی، تهران، چاپ اقبال، چاپ دوم. ##

ورداسبی، اباذر (1355). علل کندی و ناپیوستگی جامعه­ی فئودالی ایران، تهران، چاپار. ##